خرید بک لینک
بعد از کلی تلاش جهت باز کردن صفحه نتیجه انتخاب رشته م،در دانشگاه آزاد،با این صحنه مواجه شدم؛

گیاهپزشکی،رودهن

با این حساب باید روی همون زیست فناوری حساب کنم.

یادمه همیشه وقتایی ک حرف از دانشگاه آزاد میشد،من توی دلم میگفتم ک "من برم دانشگاه آزاد؟عمرا!"و به عنوان یک سرافکندگی بهش نگاه میکرده م.

حالا دارم میرم دانشگاه آزاد.

بدون کنکور.

از اینهمه اتفاقای فاجعه بار پشت سر هم،نه از این میترسم ک تنها بشمو دوستام رهام کنن،و نه حتی از اینکه فامیل ها و آشناهامون تصویر منی ک شاگرد اول بودم،توی ذهنشون به یه تنبل تبدبل شه.

تنها چیزی ک اذیتم میکنه،اینه ک بعد از اینهمه هزینه ی مادی و معنوی،نتونستم کاری کنم ک بابام سرشو بالا بگیره و با افتخار جواب "چی قبول شد راستی؟"رو بده و بهم افتخار کنه.

اشکمو درمیاره همین الآنش ک بهش فکرمیکنم.

خدای من،

خدای من.

خدای من!

برچسب: نویسنده: یوسف شریفی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 6:21

صفحه بندی