گیاهپزشکی،رودهن
با این حساب باید روی همون زیست فناوری حساب کنم.
یادمه همیشه وقتایی ک حرف از دانشگاه آزاد میشد،من توی دلم میگفتم ک "من برم دانشگاه آزاد؟عمرا!"و به عنوان یک سرافکندگی بهش نگاه میکرده م.
حالا دارم میرم دانشگاه آزاد.
بدون کنکور.
از اینهمه اتفاقای فاجعه بار پشت سر هم،نه از این میترسم ک تنها بشمو دوستام رهام کنن،و نه حتی از اینکه فامیل ها و آشناهامون تصویر منی ک شاگرد اول بودم،توی ذهنشون به یه تنبل تبدبل شه.
تنها چیزی ک اذیتم میکنه،اینه ک بعد از اینهمه هزینه ی مادی و معنوی،نتونستم کاری کنم ک بابام سرشو بالا بگیره و با افتخار جواب "چی قبول شد راستی؟"رو بده و بهم افتخار کنه.
اشکمو درمیاره همین الآنش ک بهش فکرمیکنم.
خدای من،
خدای من.
خدای من!
برچسب:
نویسنده: یوسف شریفی