دیشب "استاد عشق" رو شروع کرده م.
امروز "بایو جان" رو شروع کرده م.
شبا خوب نمیخوابم.دیشب حداقل 4تا کابوس مختلف دیده م و حداقل 4 بار از خواب پریدم.
اونم با گرسنگی شدید!:دی
همزمان در تمام روز خسته و کسل و بی انرژی م و این حالت کلافه م میکنه.
ب خودم افتخار میکنم ک "اون کارو" نکرده م.
ک با وجود تمام اینا شروع ب درس خوندن کرده م.
که ذهنمو با خوندن کتاب پیش خودم نگه میدارم.
همچنان ک فعلا "ارتباطات دی" به صفر میل میکنه.
من هنوزم همونقدر عاشق داشتن دوستای مختلف م.
ک از هرکدومشون بتونم یه چیز منحصر بفردو یاد بگیرم.
باید شروع کنم ب ساز زدن.
باید کارو "تموم" کنم.
باید این سنگینی شکسته شه.
باید...
برچسب:
نویسنده: یوسف شریفی